خاکریزهای کاغذی

کتابخوانی‌های من...

خاکریزهای کاغذی

کتابخوانی‌های من...

خاکریزهای کاغذی
دیروز توپ بود و تانک و سنگر و خاکریزهای خاکی و...

امروز قلم است و کتاب و نشریه و سایت و خاکریزهای کاغذی و...

۵ مطلب در اسفند ۱۳۹۴ ثبت شده است

دوشنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۴، ۱۱:۰۵ ق.ظ

جامی از زلال کوثر

پیرامون شخصیت وجودی و مقام معنوی حضرت فاطمه‌ی زهرا(سلام الله علیها) کتاب‌های زیادی نوشته شده و محققان و دین‌پژوهشان وعلمای اهل قلم، هرکدام به سهم خود در تبیین شخصیت حضرت صدیقه طاهره کتابی منتشر کرده‌اند.

یکی از کتاب‌های نسبتاً جامع و تحلیلی درباره مقام معنوی و شخصیت الهی حضرت زهرا(س) کتاب «جامی از زلال کوثر» است.

کتاب «جامی از زلال کوثر» اثری است از آیت الله محمدتقی مصباح یزدی که توسط انتشارات موسسه آموزشی امام خمینی(ره) منتشر شده است.

آیت الله مصباح یزدی در این کتاب، گوشه‌ای از جمال و کمال وجود بی‌همتای حضرت زهرا(س) را به گونه‌ای عارفانه، معنوی و تحلیلی معرفی می‌کند.

این کتاب در 5 بخش اصلی نوشته شده که جلوه‌ای از جمال فاطمه، رسالت مجالس ذکر اهل بیت، اسوه پذیری از سیره فاطمی، جلوه‌هایی زیبا از سیره فاطمی و حماسه فاطمی و عبرت‌های آن، عناوین بخش‌های کتاب را تشکیل می‌دهد.

در این کتاب ارزشمند، جایگاه حضرت فاطمه(س) در عرش خدا و در کلام رسول خدا صلی الله علیه وآله تبیین می‌شود و حضرت را به عنوان پرتوی از نور احمدی معرفی و رتبه وجودی ایشان را در پیشگاه ساکنان آسمان‌ها تصویر می‌کند.

همچنین در فصلی جامع، با اشاره به اهمیت اسوه پذیری، انواع و آفت‌های آن، الگوگیری را از چشم انداز قرآن شرح داده و شیوه اسوه پذیری از سیره فاطمی را بیان می‌کند.

علامه مصباح هم چنین در ادامه و در فصلی مشروح، جلوه هایی زیبا از سیره حضرت فاطمه را درگاه بندگی و در نهاد خانواده بر می‌شمارند.

در  صفحه 102 از این بخش می‌خوانیم:

«عبادت فاطمه، از لحاظ کیفیت معنوی، آن چنان بی‌مانند است که درخشندگی نور آن باعث حیرت و لذت ملائک مقرب الاهی می‌گردد، تا آنجا که هفتاد هزار فرشته از فرشتگان مقرب الاهی، جملگی بر او سلام و تحیت می‌فرستند. آن بانوی بی‌همتا همچنین کاملترین اسوه و الگوی حیا، عفت و حجاب نیز هست و چنان حجب، حیا و عفاف را سرلوحه رفتار خویش ساخته که از همه نامحرمان و حتی از مردان نابینا نیز پوشیده و مستور است.»

ایشان با بیان پیشینه و فرجام باغ فدک، راز قیام بزرگ حضرت زهرا سلام الله علیها را در مقابل غاصبان فدک موشکافی کرده و حماسه حضرت فاطمه در این ماجرا را تشریح و تحلیل می‌کنند.

در بخشی از کتاب در این باره نوشته شده:

«فاطمه، شیداترین پروانه شمع امامت بود؛ پروانه‌ای که با سوختن خویش به همگان آموخت که امام بر حق، چونان کعبه است؛ کعبه‌ای که مردم باید بر گردش طواف کنند. حضرت فاطمه بود که عاشقانه‌ترین پاسداشت را از حریم امامت روا داشت، یگانه‌ترین اسوه‌دهی را در همرهی با ولایت ادا ساخت، همو که پهلویش شکست و در خون نشست؛ ولی لحظه‌ای از یاوری ولی امر خویش از پای ننشست و همو که با فریادهای جان‌سوز خویش، زیباترین و ماناترین شعار ولایت‌مداری را در گوش جان پیروان خویش طنین انداز ساخت. خدمت فاطمه به عالم هستی، قابل هیچ وصفی نیست. اگر زهرا و آن خطبه‌های هدایت گونه‌اش نبود، امروز نیز ما باور نمی‌کردیم که حق با علی بوده است. این فاطمه بود که امامت را حیاتی دیگر بخشید، رسالت را مایه ثمر گردید و خلقت را به هدف نزدیک تر کرد».

کتاب «جامی از زلال کوثر» اثری از آیت الله محمدتقی مصباح یزدی است که انتشارات موسسه امام خمینی(ره) آن را در 224 صفحه منتشر کرده است. امیدوارم مطالعه این کتاب، گامی برای شناخت شخصیت و مقام حضرت زهرا(س) باشد.

۱ نظر ۲۴ اسفند ۹۴ ، ۱۱:۰۵
احسان عابدی

 

نمایشگاه‌های کتاب از بزرگ‌ترین و دلنشین‌ترین رویدادهای فرهنگی کشور ماست که به همت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سال‌هاست در استان‌ها نیز برپا می‌شود.
پیش‌تر درباره استقبال مردم و آمار فروش کتاب در این نمایشگاه‌ها نکاتی مطرح شد، اما بیایید از منظری دیگر به نمایشگاه کتاب بنگریم.
چرا مردم برای نمایشگاه کتاب انتظار می‌کشند؟ انگیزه مردم ما از حضور در نمایشگاه کتاب چیست؟

مشخصاً می‌توان دسترسی به ناشران در یک مکان واحد و تهیه کتاب‌ را انگیزه اصلی مردم از حضور در نمایشگاه‌های کتاب تعریف کرد. اما آیا اگر مردم دسترسی مناسبی به کتاب‌ها داشتند، مجبور بودند این‌چنین در چند ساعت صدها ناشر را سربزنند و دنبال کتاب‌های مورد نظر خود باشند؟

صحبت از سیستم توزیع کتاب در کشور است. از نظر صاحب‌نظران، یکی از دلایل پایین بودن سرانه مطالعه در کشور، عدم دسترسی سهل و ساده به کتاب است. اگر تهران و چند شهر بزرگ دیگر کشور را فاکتور بگیریم، بیشتر شهرهای کشور از وجود کتابفروشی‌های متعدد و با کیفیت محروم هستند.
معدود کتابفروشی‌هایی هم که در شهرهای کوچک مشغول به کار هستند، یا از بازار به روز نشر فاصله دارند، یا به دلیل به صرفه نبودن فروش، به عرضه لوازم التحریر و... رو آورده‌اند.
برای همین است که معدود مردم کتابخوان هم نمی‌توانند تازه‌های نشر را در شهر و دیار خود پیدا کنند و منتظر می‌مانند تا موعد نمایشگاه کتاب فرا برسد و نیاز خود را آنجا مرتفع کنند.
البته فروش آنلاین کتاب مدتی است کتابخوان‌های حرفه‌ای را سرذوق آورده، اما درصد خرید آنلاین نیز کم است و چندان برای ناشران راضی کننده نبوده است.

متولیان فرهنگ می‌توانند به رشد مراکز توزیع و فروش کتاب‌های تازه بازار نشر کمک کنند تا هم کمکی به ناشران کرده باشند و هم حداقل بهانه برخی از مردم برای کتاب‌نخواندن رفع شود!

اما شاید سوال شود که «پس نمایشگاه کتاب چه کاربردی می‌تواند داشته باشد؟!»
صحبت درباره آن باشد برای بعد...

۱ نظر ۱۴ اسفند ۹۴ ، ۱۳:۴۹
احسان عابدی
پنجشنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۴، ۰۹:۱۳ ق.ظ

نکاتی مهم درباره آمار فروش نمایشگاه کتاب!

در بحث استقبال فریبنده مردم از نمایشگاه کتاب، این نکته را گفتیم که استقبال گسترده مردم نباید ما را فریب بدهد که مردم دارند کتابخوان می‌شوند. اما شاید این سوال مطرح شود که معیار دیگری در نمایشگاه هست به نام «میزان خرید کتاب» و این، آماری است که نشان‌دهنده خرید کتاب توسط مردم است و نمایشی نیست!

در این که آمار خرید 800 میلیونی مردم یزد از نمایشگاه سال 93 درست است، تشکیکی وارد نمی‌کنیم، اما مشاهدات و تحقیقات میدانی نگارنده در نمایشگاه، نکات جالبی را مشخص کرده است:

1-  از ناشران عمومی و تازه آنها که اسم و رسمی دارند اگر سوال کنید، حتماً نارضایتی خود را از فروش کم کتاب اظهار می‌کنند. سال گذشته یکی از ناشران نسبتاً مشهور می‌گفت: هزینه رفت و برگشت و غذا و اسکان و... ما بیشتر از فروشی شد که در نمایشگاه استان یزد داشتیم و دیگر تصمیمی برای حضور در نمایشگاه بعدی نداریم!

2-  هنگام خروج اگر به دستان عموم مردم نگاهی بیندازید، می‌بینید که یا اصلاً خریدی نداشته‌اند و یا خرید چندانی نکرده‌اند.

با این وجود چرا آمار فروش نمایشگاه زیاد است؟
1-  اگر سوال اول را از ناشران مشهور کمک آموزشی بپرسید، حتماً رضایت خود را از فروش کتاب اظهار می‌کنند! سال گذشته حتی برخی ناشران آموزشی و کمک‌درسی، مجدداً سفارش ارسال کتاب از تهران را داشتند و برخی کتاب‌های اصلی خود را همان روزهای اول نمایشگاه تمام کردند! 
پس بخشی از عمده فروش کتاب در نمایشگاه استانی مربوط به کتاب های کمک درسی و آموزشی است که صد البته ارتباطی با سرانه مطالعه مفید مردم ندارد!
2-  تعداد ناشران و فروشندگان کتاب‌های به اصطلاح نفیس و در اصل دکوری مانند قرآن و نهج البلاغه‌های زرکوب، دیوان حافظ و سعدی و شاهنامه فردوسی و... در نمایشگاه کم نیست و گاهاً مردم خرید خوبی از این دست کتاب‌ها دارند. قیمت این کتاب‌ها هم گران است و گاه به اندازه 5 برابر یک کتاب رمان و داستان فروخته می‌شود. طبیعی است که بخشی از آمار فروش کتاب نیز مربوط به این کتاب‌هاست که باز هم ارتباطی با سرانه مطالعه مردم ندارد!
3-  برخی از دارات دولتی نیز از تخفیف خوب نمایشگاه استفاده کرده و برای هدایای طول سال خود، چند میلیون تومان کتاب می‌خرند که عمده این کتاب‌ها، همان کتاب‌های نفیس و زینتی است. و باز هم این خرید ارتباطی با سرانه مطالعه مردم ندارد!
4-  گزارش موسسه نمایشگاه‌های کتاب می‌گوید در نمایشگاه کتاب یزد در سال 93، حدود 120 هزار نفر بازدید کرده و 800 میلیون تومان کتاب خریده‌اند. با یک تقسیم ساده پی می‌بریم که هر بازدید کننده به طور متوسط 6600 تومان کتاب خریده است. یعنی کمتر از قیمت متوسط یک کتاب!
با این تفاسیر، مشخص است که چرا آمار فروش کتاب در نمایشگاه، کمکی به افزایش سرانه مطالعه مردم نکرده است و نمی‌توان آن را به عنوان شاخصی در رشد کتابخوانی جامعه به حساب آورد.

۲ نظر ۱۳ اسفند ۹۴ ، ۰۹:۱۳
احسان عابدی
سه شنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۴، ۰۹:۲۰ ق.ظ

نمایشگاه کتاب و استقبال فریبنده مردم!

📌 نمایشگاه‌های کتاب ملی و استانی همیشه یکی از بزرگ‌ترین رویدادهای فرهنگی به حساب می‌آید که تلاش می‌شود در وضعیت تاسف‌آور مطالعه و کتابخوانی در جامعه ما، حرکتی مفید در راستای رفع معضل فرهنگی کتاب‌نخوانی مردم نشان داده شود.

اما آیا واقعاً نمایشگاه کتاب و حضور گسترده مردم در آن، ارتباطی با افزایش سرانه مطالعه مردم دارد؟!

خیلی دوست داریم ژست مدیریت فرهنگی گرفته و در برابر خبرنگاران بنشینیم و بگوییم: «بله! وقتی این همه مردم در نمایشگاه کتاب حاضر می‌شوند و فلان میلیون تومان هم فروش نمایشگاه بوده است، حتماً گامی در افزایش مطالعه مردم برداشته شده!» 
اما نمی‌توانیم چنین کاری کنیم و مع‌الاسف باید بپذیریم که آمار حضور پررنگ مردم، آماری فریبنده است!

طبق آنچه که اعلام شده، سال 93 در نمایشگاه هفتم کتاب یزد، 120 هزار نفر شرکت کرده‌اند و 800 میلیون تومان هم کتاب فروش رفته است. 
آیا می‌توان این آمار را نمودی از جامعه کتابخوان در نظر گرفت؟

یعنی بپذیریم که مردم ما با همین اشتیاقی که در نمایشگاه کتاب حاضر می‌شوند، کتاب هم می‌خوانند؟!

پس چرا آثار و تبعات آن را در جامعه نمی‌بینیم؟ 

چرا از هرکس می‌پرسیم چقدر کتاب می‌خوانی، فوراً کمبود وقت را بهانه کرده و توجیهی برای کتاب نخواندن خود دست و پا می‌کند؟

به نظرم باید بپذیریم که آمارهای استقبال مردم از نمایشگاه‌های کتاب، اطلاعات غلط و فریبنده در حوزه کتاب است و نباید محاسبات متولیان فرهنگی کشور را با خطا مواجه کند. چرا که اگر کتاب خوانی مردم ما به میزان حضورشان در نمایشگاه کتاب بود، قطعاً رشد فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و روانی فوق العاد‌ه‌ای در جامعه شاهد بودیم.

البته  شکی نیست که این استقبال خوب از نمایشگاه به هرحال یک دلخوشی فرهنگی است و بسیار هم خوشحال می‌شویم که مردم هرچند برای تفریح و تفرج هم که شده، در فضای کتاب تنفس کنند.

درباره این سوال که «پس آمار فروش کتاب را چگونه قلمداد کنیم؟» هم نکاتی هست که باشد برای بعد!

۱ نظر ۱۱ اسفند ۹۴ ، ۰۹:۲۰
احسان عابدی
دوشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۴، ۰۱:۵۷ ب.ظ

نگاهی به سه کاهن قیصری

سبک داستان‌نویسی محید قیصری خاص است. سوژه‌هایش جالب است و تکراری نیست. درگیرت می‌کند و در داستان غرقت می‌کند. هم رمان‌هایش اینجوری است و هم داستان‌های کوتاهش.

قیصری که ظرفیتش را صرف در دفاع مقدس و جنگ کرده بود، با رمان «شماس شامی» نوع دیگری از سبک داستانی را تجربه کرد که اتفاقاً مورد اقبال هم واقع شد. در شماس شامی، هنر قیصری این بود که سوژه‌ای به نظر کم اهمیت و کوچک را «کشف» کرد و بعد از زاویه‌ای متفاوت و با روایتی خارجی، به ماجرای عاشورا و امام حسین(ع) نگریست.

بعد از شماس شامی، داستان بلند «سه کاهن» نیز بر همان منوال و سبک نوشته شد. باز هم یک قطعه به ظاهر کوچک در زندگی پیامبر اکرم(ص) «کشف» کرد و با هنر نویسندگی و تخیل خود، آن را پرداخت و به یک داستان بلند تبدیلش کرد.

سه کاهن ماجرای تلاش کاهنان یهودی برای تسخیر حضرت محمد(ص) در کودکی است تا او را که می‌دانند قرار است در آینده کائنات را به تسخیر خود در آورد، به نفع خود تربیت کنند و یا حداقل از زوال دین و آیین خود به دست او خودداری کنند.

شاید برای اولین بار در کتاب تحلیلی «تبار انحراف» ماجرای تلاش کاهنان یهودی برای ترور پدر پیامبر و خود پیامبر به صورت تحلیی و مستند و به زبان مخاطب امروزی مطرح شد. اگرچه قیصری در ابتدای کتابش می‌گوید منبع سوژه خود را کتاب «منتهی الآمال» شیخ عباس قمی به او داده، اما محتمل است که تحقیقاتش را در کتاب تبار انحراف انجام داده باشد.

کاهنان که هستند؟!

عموماً چند ایراد به سه کاهن قیصری وارد می‌شود، یکی این است که هیچ جای داستان اشاره ای به یهودی بودن کاهنان نمی‌کند! چرا؟! مگر در تاریخ مسلم نیست که کاهنان یهود برای پیامبر و پدرشان نقشه‌های ترور و ربایش ترتیب داده بودند؟

دیگر اینکه چرا پیامبر در طول داستان حرف نمی‌زند؟

علتش شاید این باشد:

سه کاهن؛ داستان محمد(ص) یا حلیمه؟!

داستان قیصری را نمی‌توان داستان کودکی پیامبر اسلام دانست. سه کاهن داستان حلیمه است، نه داستان محمد!

مضمون این داستان عشق و محبت مادری حلیمه به کودکی است که او را متفاوت با سایر کودکان و حتی فررندان واقعی خویش می‌داند.

حلیمه از ابتدایی که دایگی محمد را پذیرفته، متوجه شده که این کودک، کودکی خاص است. هر چه کودک بزرگ تر شده، حلیمه هم شگفتی‌هایی پیرامون او دیده که جرات بازگویی نزد دیگران را ندارد و آنها را به عنوان رازی بین خود و محمد نگاه داشته است.

بارها هم متوجه سوءقصد به کودک شده و هر بار جانش به لب آمده تا خطر از محمد دور شده است.

حال با کاهنانی مواجه شده که قصد بردن او را دارند و تصور جدایی‌اش از محمد برای او غیرقابل تحمل است. شاید یکی از دلایل حب و علاقه شدید حلیمه به محمد، امانت بودن او باشد، اما مهمتر از این، پیوند عاطفی و روح زلالی است که در محمد دیده و می‌داند فقط اوست که می‌تواند صحنه‌ها و پدیده‌های خارق‌العاده و آسمانی پیرامون کودک را ببیند و درک کند.

حلیمه در راه حفظ و نگهداری از محمد، حتی برخلاف سنت‌های قبیله‌ای اعراب، رو در روی شوهرش هم می‌ایستد و بدون اجازه او از قبیله فرار می‌کند.

خلاصه اینکه اگر اشاره‌ای دقیق به ماهیت کاهنان و نیت اصلی آنها نمی‌شود و یا پیامبر در داستان سخنی نمی‌گوید، به این علت است که داستان، داستان آنها نیست، روایت عشق و علاقه مادری به فرزندی آسمانی است.

قلم قیصری شیواست. به دل می‌نشیند. در سه کاهن ضرباهنگ تندی را در پیش می‌گیرد تا احتمالاً هیجان اتفاقات به خواننده منتقل شود.

اما معلوم نیست چرا برخی واژه‌ها را از خودش درآورده؟ مثلاً جایی می‌نویسد: «می‌مَزَد» یعنی مزه می‌کند! یا مثلاً جمله را سخت می‌کند و می‌گوید «از مرکوبش پیاده شد»!

سه کاهن به یک دلیل چندان برایم جذاب نبود و آن اینکه سوژه و پایان اتفاق را از قبل می‌دانستم و ماجرای کاهنان را هم خوانده و هم در بخشی از آن را در فیلم سینمایی «محمد(ص)» دیده بودم. لذا از ابتدای داستان تعلیقی برایم به وجود نیامد. اما مطمئن هستم برای دیگرانی که مانند من نیستند، تعلیق‌های فراوان قیصری به وجدشان خواهد آورد.

سه کاهن مجید قیصری را انتشارات عصر داستان با قیمتی نه چندان زیاد منتشر کرده است.

۱ نظر ۱۰ اسفند ۹۴ ، ۱۳:۵۷
احسان عابدی